نمایش نوار ابزار

پرسش و پاسخ حقوقی

پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۸

این بخش از سایت برای طرح سوالات حقوقی و مشاوره در امور حقوقی و قضایی طراحی شده است. سوالات دانشگاهی مرتبط با رشته حقوق، آزمون وکالت، آزمون قضاوت و امثال آن را در قسمت «پرسش ها و مسائل دانشگاهی» مطرح کنید.

عدم طرح سوال در قسمت مربوط ممکن است به حذف سوال شما منجر شود. (دلایل حذف سوال)

پاسخ های مطرح در این سایت صرفا نقطه نظر شخصی اینجانب است که به اختصار برای استفاده عموم ارائه می شود و جنبه اطلاع رسانی، آموزشی، خیرخواهانه و غیر انتقاعی دارد و بنابراین کلیه تبعات به کار گیری این مشاورها و پاسخ ها به عهده کسی است که آنها را به کار می گیرد و اینجانب هیچ مسئولیتی در قبال آنها تقبل نمی کنم.

کسانی که تمایل ندارند سوالات آنها منتشر شود، نباید در سایت سوال مطرح کنند.

لطفا سوالات خود را در انتهای صفحه در بخش «دیدگاهتان را بنویسید» مطرح کنید.

 

ممکن است سوال شما حذف شود. بهتر است دلایل حذف سوال را مطالعه نمایید. برای مطالعه این دلایل اینجا کلیک کنید.

دیدگاه ها
  • علی احمدی پاسخ به دیدگاه

    سلام جناب نصوحی وقت بخیر
    خواهان پرونده دادخواستی تقدیم دادگاه کرده و تقاضای صدور حکم تخلیه به جهت انقضای مدت اجاره به انضمام اجور معوقه را می کند. در صورتی که قرارداد اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال ۷۶ باشد و دادگاه باتوجه به این قانون دستور تخلیه صادر کند، در حالی که خواهان تقاضای صدور حکم کرده است تکلیف رسیدگی چی هست؟

    • احسان نصوحی پاسخ به دیدگاه

      درود
      به موجب قانون موجر و مستاجر مصوب سال ۱۳۷۶ اجاره اماکن مسکونی و تجاری از تاریخ تصویب این قانون تابع مقررات ماده ۴۹۴ قانون مدنی بوده و با سپری شدن مدت اجاره ادامه تصرفات مستاجر بدون رضایت مالک وجهه قانونی ندارد. بدیهی است در صورتی که بین طرفین اجاره نامه رسمی تنظیم شده باشد مالک می تواند به موجب اجراییه صادره، تخلیه را از دایره اجرای ثبت بخواهد و دایره اجرا اقدام به تخلیه می کند. لیکن در صورتی که اجاره نامه عادی باشد و مستاجر در فرجه مقرر مورد اجاره را تخلیه نکند موجر می تواند از دادگاه بخواهد که دستور تخلیه بدهد. دادرس دادگاه با بررسی مندرجات اجاره نامه و احراز اینکه مدت اجاره منقضی شده و اجاره نامه در دو نسخه به امضای مالک و مستاجر و دو نفر گواه رسیده باشد دستور تخلیه می دهد و این دستور را نمی توان حکم تلقی کرد و قابل اعتراض نیست لیکن در صورتی که موجر ضمن تقاضای دستور تخلیه اجور معوقه را مطالبه نماید، دادگاه پس از رسیدگی به قسمت اخیر خواسته اقدام به صدور رای می کند و این رای قابل اعتراض می باشد.
      لازم به ذکر است که اظهارنظر در چارچوب دادخواست به معنای به کار بردن کلمات خواهان نیست بلکه به معنای این است که دادگاه باید در راستای درخواست و خواسته مدعی اظهارنظر کند. اتخاذ تصمیم در خصوص تخلیه نمودن عین مستاجره خارج از خواسته و درخواست خواهان نیست.

  • سلام سوالی داشتم از حضور شما/ دختری که شاغل است و استقلال مالی دارد و فقط در منزل پدری زندگی می کند ایا با وجود عاقل و بالغ بودن (۳۴ ساله) برای ازدواج نیاز به اذن پدر دارد؟ ممنون از وقتی که می گذارید

    • احسان نصوحی پاسخ به دیدگاه

      درود
      اگر چه قانونگذار ازدواج دختر باکره را منوط به اذن پدر یا جد پدری می داند، اما این حق قانونی مطلق نیست و در حال حاضر مطابق ماده ۱۰۴۳ اصلاحی قانون مدنی، اگر پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه برای ازدواج مضایقه کند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهریه ای که بین آن ها قرار داده شده به دادگاه خانواده و اخذ اجازه از این مرجع، به دفتر ثبت رسمی ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

  • سلام وقت بخیر. لطفا به سوالم پاسخ دهید…
    مدتی با پسری رابطه دوستی داشتم و به هر ترتیب این رابطه منجر به ازاله پرده بکارت بنده شد. به پزشک قانونی رفتم و این مورد تایید شد ولی این آقا این موضوع را نمی پذیرد ولی همه دلایل علیه او است. از نظر قانون آیا این اقا مجبور به ازدواج با من هست؟ و ایا می توانم خسارت در خصوص ازاله پرده بکارتم را بگیرم؟ ممنون

    • احسان نصوحی پاسخ به دیدگاه

      درود
      مبحث سیزدهم از کتاب چهارم قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ به مباحث پیرامون دیه ازاله بکارت اختصاص یافته است.
      ماده ۶۵۸ این قانون مقرر می دارد: ((هرگاه ازاله بکارت غیرهمسر با مقاربت یا به هر وسیله دیگری و بدون رضایت صورت گرفته باشد، موجب مهرالمثل است.
      تبصره ۱- هرگاه ازاله بکارت با مقاربت و با رضایت انجام گرفته باشد، چیزی ثابت نیست)).
      چنانچه در ماده فوق ملاحظه می گردد، رضایت یا عدم رضایت دختر می تواند در تعیین دیه ازاله بکارت که همان مهرالمثل آن دختر می باشد موثر بوده و با توجه به فرض سوال شما در صورت اثبات عدم رضایت دختر در وقوع چنین امری، خسارات معنوی وارده شده به دختر نیز از باب مقررات مندرج در قانون مسئولیت مدنی قابل مطالبه می باشد.
      اما در مورد اجبار به ازدواج باید گفت که چنین اجباری در قانون پیش بینی نشده است چرا که یکی از شرایط اصلی صحت ازدواج یا هر عقد دیگر، قصد و رضایت کامل طرفین است و این که طرفین در انتخاب همسر تحت اجبار و یا اکراه نباشند.